1
00:00:04,310 --> 00:00:05,980
‫♪ این کار آسان نیست ♪

2
00:00:05,980 --> 00:00:08,150
‫♪ کنترلم را از دست دادم؛ آن رؤیاها صدایم می‌زنند ♪

3
00:00:08,150 --> 00:00:09,980
‫♪ مثل یک گوشه‌نشین ♪

4
00:00:09,980 --> 00:00:12,110
‫♪ عادت داشتم برای نبودنم دلیل بتراشم ♪

5
00:00:12,280 --> 00:00:16,160
‫♪ از تاریخِ قهرمانانِ سقوط‌کرده‌مان به من آموختی ♪

6
00:00:16,160 --> 00:00:19,620
‫♪ و فهمیدم همراهی استوار پیدا کرده‌ام ♪

7
00:00:19,620 --> 00:00:21,700
‫♪ چون می‌ترسیدم ♪

8
00:00:21,750 --> 00:00:25,670
‫♪ تنها در غاری بودم، سرد و سخت چون سنگ ♪

9
00:00:27,630 --> 00:00:30,170
‫♪ این رقص، بسیار خطرناک است ♪

10
00:00:30,210 --> 00:00:31,880
‫♪ چنان رازآلود که ما را دگرگون می‌کند ♪

11
00:00:31,880 --> 00:00:35,840
‫♪ اما رازهایی که می‌آموزیم، به همه‌مان قدرت می‌بخشد ♪

12
00:00:35,970 --> 00:00:37,800
‫♪ این رقص مرا به لرزه‌ای خطرناک انداخت ♪

13
00:00:37,800 --> 00:00:39,640
‫♪ خوشحالم که به سوی ما آمدی ♪

14
00:00:39,640 --> 00:00:43,100
‫♪ آیا درسی که می‌آموزیم، دیدگاهمان را دگرگون می‌کند؟ ♪

15
00:00:43,100 --> 00:00:44,060
‫♪ صدایم را می‌شنوی؟ ♪

16
00:00:44,060 --> 00:00:45,770
‫♪ مقصدِ من ♪

17
00:00:45,770 --> 00:00:47,310
‫♪ دعوت‌نامه‌اش را دارم ♪

18
00:00:47,310 --> 00:00:49,820
‫♪ قرار است تمام درکم از واقعیت را تغییر بدهم ♪

19
00:00:49,820 --> 00:00:51,360
‫♪ واقعیت را تغییر می‌دهم ♪

20
00:00:51,360 --> 00:00:53,860
‫♪ بیا، ای مقصدِ من ♪

21
00:00:53,860 --> 00:00:55,240
‫♪ اطلاعاتش با من است ♪

22
00:00:55,240 --> 00:00:57,870
‫♪ تمام حسّم از واقعیت را دگرگون می‌کنم ♪

23
00:00:57,870 --> 00:00:59,740
‫♪ واقعیت را تغییر می‌دهم ♪

24
00:01:09,340 --> 00:01:10,590
‫♪ برای ما بجنگ ♪

25
00:01:10,840 --> 00:01:14,380
‫♪ صدایشان را از برج‌هایی که به آن‌ها ایمان داریم می‌شنویم ♪

26
00:01:14,720 --> 00:01:18,640
‫♪ رشدِ میراث را حس می‌کنیم؛ پس باید بایستیم ♪

27
00:01:18,640 --> 00:01:19,970
‫♪ شانه‌به‌شانه، کنار هم ♪

28
00:01:19,970 --> 00:01:22,520
‫♪ تا همه‌چیز را درست کنیم ♪

29
00:01:22,720 --> 00:01:25,180
‫♪ به تو قدرتِ نیرومند بودن می‌دهد ♪

30
00:01:25,180 --> 00:01:26,020
‫♪ صدایم را می‌شنوی؟ ♪

31
00:01:26,940 --> 00:01:32,620
‫دراگون راجا
‫خونِ یک پادشاه، فقط با شمشیر پاک می‌شود

32
00:01:32,650 --> 00:01:34,150
‫قسمت شانزدهم

33
00:01:34,650 --> 00:01:39,650
‫قسمت ۱۶: پایانِ نبرد

34
00:01:45,890 --> 00:01:47,230
‫چی شده؟

35
00:01:47,230 --> 00:01:47,930
‫نکنه شاه اژدهاست؟

36
00:01:47,930 --> 00:01:48,930
‫چی شده؟

37
00:01:49,100 --> 00:01:50,230
‫مگه نمرده بود؟

38
00:01:50,600 --> 00:01:52,140
‫یا یه دشمنِ قوی‌تر اومده؟

39
00:02:05,100 --> 00:02:06,960
‫الان قدرتتون تقریباً برابره،

40
00:02:07,470 --> 00:02:08,730
‫اما هرچی جلوتر می‌ره،

41
00:02:08,730 --> 00:02:09,860
‫دستِ بالات کمتر می‌شه.

42
00:02:10,380 --> 00:02:12,160
‫اژدها که خسته نمی‌شه.

43
00:02:14,550 --> 00:02:15,190
‫می‌دونم.

44
00:02:16,300 --> 00:02:17,200
‫داره پنهان می‌شه

45
00:02:17,990 --> 00:02:20,260
‫تا ضربه‌ی آخر رو بزنه.

46
00:02:25,590 --> 00:02:26,200
‫چی شده؟

47
00:02:28,220 --> 00:02:29,050
‫خیلی ساکته.

48
00:02:31,540 --> 00:02:32,520
‫یه سکوتِ کامل،

49
00:02:33,750 --> 00:02:34,790
‫مثل یه سیاره‌ی بیگانه.

50
00:02:37,120 --> 00:02:38,940
‫چیزی که واقعاً غواص‌ها رو به چالش می‌کشه،

51
00:02:39,180 --> 00:02:40,110
‫تنهاییه.

52
00:02:41,020 --> 00:02:42,130
‫هرچی عمیق‌تر می‌ری،

53
00:02:42,690 --> 00:02:45,830
‫بیشتر حس می‌کنی
‫قراره ساکت و بی‌صدا همین‌جا بمیری.

54
00:02:47,910 --> 00:02:48,660
‫بمیری…

55
00:02:51,180 --> 00:02:52,850
‫در واقع، زمین بدون من هم

56
00:02:53,900 --> 00:02:55,250
‫به چرخیدنش ادامه می‌ده، نه؟

57
00:02:57,390 --> 00:02:59,730
‫برای بیشتر آدما، این خبرِ ناراحت‌کننده

58
00:03:00,710 --> 00:03:02,230
‫فقط تا وقتِ شام دوام میاره.

59
00:03:03,440 --> 00:03:05,210
‫چند نفر واقعاً براش ناراحت می‌شن،

60
00:03:06,580 --> 00:03:09,580
‫ولی اونا هم یه نفر پیدا می‌کنن
‫که دلداری‌شون بده و کم‌کم خوب می‌شن.

61
00:03:12,290 --> 00:03:13,560
‫شاید فقط فینگر باشه

62
00:03:14,840 --> 00:03:16,160
‫که واقعاً افسرده می‌شه.

63
00:03:18,200 --> 00:03:20,090
‫دیگه کسی نیست باهاش شام بخوره.

64
00:03:21,730 --> 00:03:22,280
‫داداش،

65
00:03:22,760 --> 00:03:23,890
‫از قیافه‌ت که نگاه می‌کنم…

66
00:03:24,090 --> 00:03:25,060
‫یکم غمگینی؟

67
00:03:25,580 --> 00:03:26,480
‫چی می‌خوای بگی؟

68
00:03:26,860 --> 00:03:28,940
‫اون‌کسی که می‌خواد دنیا رو نجات بده،

69
00:03:29,310 --> 00:03:31,140
‫اصلاً چیزی نیست که دنیا کمش داشته باشه.

70
00:03:31,740 --> 00:03:33,490
‫اگه از این دنیا ناامید شدی،

71
00:03:34,030 --> 00:03:35,330
‫چرا یه کم راه نمیای؟

72
00:03:35,810 --> 00:03:37,620
‫فقط کافیه بگی «ناامیدم»،

73
00:03:37,970 --> 00:03:39,700
‫همه‌ی قراردادها اون‌لحظه تکمیل می‌شن.

74
00:03:40,660 --> 00:03:42,680
‫ناامیدیِ کشک.

75
00:03:43,180 --> 00:03:44,610
‫من هنوز دوست‌دختر هم ندارم.

76
00:03:45,020 --> 00:03:46,720
‫برای دختری که قراره آینده ازم خوشش بیاد،

77
00:03:46,860 --> 00:03:47,940
‫شاه اژدها رو هم می‌کشم.

78
00:03:49,590 --> 00:03:51,150
‫می‌ترسی اگه ول کنی،

79
00:03:51,410 --> 00:03:53,010
‫همه‌ی دوستاتِ بالای آب بمیرن، نه؟

80
00:03:54,110 --> 00:03:55,020
‫پس بجنگیم.

81
00:03:55,610 --> 00:03:57,620
‫زمانِ قفل نگه داشتن یان‌لینگش داره تموم می‌شه.

82
00:03:58,110 --> 00:03:58,690
‫یادت باشه.

83
00:03:59,290 --> 00:04:00,970
‫بدنِ واقعیِ نورتون که روی سرِ اژدهاست،

84
00:04:01,680 --> 00:04:02,930
‫نقطه‌ی ضعفِ اصلیشه.

85
00:04:03,540 --> 00:04:04,420
‫فهمیدم.

86
00:04:05,370 --> 00:04:06,250
‫اما قدمِ بعدی اینه که

87
00:04:06,830 --> 00:04:08,180
‫اول پیداش کنیم.

88
00:04:11,890 --> 00:04:13,030
‫بادِ تاریک،

89
00:04:13,340 --> 00:04:14,750
‫چشم‌های من می‌شه.

90
00:04:16,090 --> 00:04:16,770
‫ریزِباد،

91
00:04:17,450 --> 00:04:18,790
‫بزن بریم!

92
00:04:25,540 --> 00:04:26,480
‫خیلی شلوغ شده.

93
00:04:27,060 --> 00:04:28,730
‫همه‌چی چند برابر شده.

94
00:04:28,770 --> 00:04:30,020
‫– تمرکز کن.
‫– درست نمی‌شنوم.

95
00:04:30,020 --> 00:04:31,390
‫– به این فکر کن چرا داری این کارو می‌کنی.
‫– درست نمی‌شنوم.

96
00:04:31,930 --> 00:04:33,660
‫اگه اون دلیل به اندازه‌ی کافی قوی باشه،

97
00:04:34,030 --> 00:04:34,890
‫می‌تونی انجامش بدی.

98
00:04:35,390 --> 00:04:37,300
‫چه دلیلِ قوی‌ای می‌تونه داشته باشم؟

99
00:04:37,990 --> 00:04:40,200
‫اصلاً این دنیا چه ربطی به من داره؟

100
00:04:40,730 --> 00:04:42,070
‫فقط اینو نمی‌تونم تحمل کنم که

101
00:04:42,270 --> 00:04:44,510
‫یه دختر این‌قدر وفادار باشه.

102
00:04:44,670 --> 00:04:45,680
‫و اون،

103
00:04:46,050 --> 00:04:46,660
‫اون یکی،

104
00:04:46,910 --> 00:04:47,780
‫اون‌ها…

105
00:04:48,050 --> 00:04:51,640
‫نمی‌خوام با من این‌جا بمیرن.

106
00:05:00,900 --> 00:05:01,800
‫برگرد.

107
00:05:02,840 --> 00:05:04,850
‫جای قایم شدنِ دشمن رو برام بیار.

108
00:05:08,640 --> 00:05:09,440
‫ریزباد،

109
00:05:10,910 --> 00:05:11,820
‫برگرد لونه.

110
00:05:15,610 --> 00:05:16,490
‫پیدات کردم.

111
00:05:51,520 --> 00:05:52,700
‫تانگ…

112
00:05:53,380 --> 00:05:54,130
‫تانگ…

113
00:05:54,130 --> 00:05:55,350
‫تو چرا اینجایی؟

114
00:05:55,350 --> 00:05:56,540
‫منو یادت میاد؟

115
00:06:06,360 --> 00:06:07,140
‫داداش،

116
00:06:08,040 --> 00:06:09,510
‫تو همیشه زیادی دل‌نازکی.

117
00:06:10,520 --> 00:06:11,220
‫باشه،

118
00:06:12,080 --> 00:06:13,260
‫طبق قولی که بهت دادم،

119
00:06:14,110 --> 00:06:15,240
‫این کارو برات انجام می‌دم.

120
00:06:16,340 --> 00:06:16,960
‫بیا.

121
00:06:17,730 --> 00:06:19,230
‫– محکم بگیرش.
‫– نه.

122
00:06:34,310 --> 00:06:35,340
‫داداش، نگاه کن.

123
00:06:35,690 --> 00:06:37,550
‫قدرتِ برادرش رو از دست داده.

124
00:06:37,820 --> 00:06:39,350
‫اژدهایی که کامل بیدار نشده،

125
00:06:39,720 --> 00:06:41,050
‫کشتنش اون‌قدرها هم سخت نیست.

126
00:06:41,840 --> 00:06:42,460
‫درسته؟

127
00:06:44,800 --> 00:06:45,460
‫تانگ…

128
00:06:46,300 --> 00:06:48,020
‫تانگ… ببخشید.

129
00:06:48,190 --> 00:06:49,580
‫دمت گرم، داداش.

130
00:06:49,700 --> 00:06:51,140
‫مصاحبه‌ی دانشگاهِ تاپ.

131
00:06:51,140 --> 00:06:53,520
‫– قصدش رو نداشتم.
‫– این دفعه حسابی بهت افتخار می‌کنم.

132
00:06:53,520 --> 00:06:54,680
‫تانگ…

133
00:06:54,680 --> 00:06:55,760
‫تو تنها کسی هستی که واقعاً از ته دل خوشحال شدی.

134
00:06:56,180 --> 00:06:56,960
‫خیلی باوفایی.

135
00:06:57,820 --> 00:07:00,160
‫بالاخره من داداشت‌ام دیگه.

136
00:07:00,160 --> 00:07:00,790
‫درسته یا نه؟

137
00:07:00,790 --> 00:07:02,720
‫واقعاً عمدی نبود.

138
00:07:04,980 --> 00:07:06,380
‫تانگ،

139
00:07:06,770 --> 00:07:08,190
‫من واقعاً…

140
00:07:08,610 --> 00:07:09,960
‫– قصد بدی نداشتم.
‫– لو مینگفی؟

141
00:07:10,870 --> 00:07:11,900
‫خودِ خودتی…

142
00:07:12,830 --> 00:07:13,820
‫تانگ…

143
00:07:14,840 --> 00:07:15,890
‫تانگ…

144
00:07:18,400 --> 00:07:19,280
‫داداش،

145
00:07:19,280 --> 00:07:20,540
‫اون‌جا تو کشور «اَن» حالت چطوره؟

146
00:07:20,800 --> 00:07:21,840
‫بهش عادت کردی؟

147
00:07:22,190 --> 00:07:23,580
‫قوی باش

148
00:07:23,580 --> 00:07:24,520
‫و براشون دعا کن.

149
00:07:24,520 --> 00:07:25,570
‫باید بدونی،

150
00:07:25,570 --> 00:07:28,200
‫دنیا با انواع انرژی می‌چرخه.

151
00:07:28,930 --> 00:07:30,220
‫دلِ آدم و دعاهاش

152
00:07:30,370 --> 00:07:31,870
‫اون‌ها هم یه جور انرژین.

153
00:07:32,190 --> 00:07:32,940
‫پس،

154
00:07:33,190 --> 00:07:34,590
‫آروم باش.

155
00:07:34,590 --> 00:07:35,760
‫همه چی درست می‌شه.

156
00:07:36,380 --> 00:07:37,280
‫اِی،

157
00:07:37,500 --> 00:07:38,970
‫آنتن خوب نیست.

158
00:07:39,260 --> 00:07:40,720
‫دارم می‌رم یه سفارش بردارم.

159
00:07:40,910 --> 00:07:42,300
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم.

160
00:07:48,730 --> 00:07:49,480
‫ممنونم.

161
00:07:50,680 --> 00:07:51,410
‫تانگ…

162
00:07:55,670 --> 00:07:56,490
‫اون موقع،

163
00:07:57,590 --> 00:07:59,430
‫تانگ مدام نگاهم می‌کرد،

164
00:08:00,920 --> 00:08:02,730
‫و کم‌کم توی تاریکی فرو رفت.

165
00:08:04,860 --> 00:08:05,640
‫فکر می‌کردم

166
00:08:07,190 --> 00:08:08,650
‫شاید اصلاً نگاهم نمی‌کرد.

167
00:08:11,380 --> 00:08:12,670
‫شاید فقط می‌خواست

168
00:08:15,310 --> 00:08:16,500
‫دوباره آسمون رو ببینه.

169
00:08:20,520 --> 00:08:21,200
‫نونو…

170
00:08:21,460 --> 00:08:22,130
‫نونو…

171
00:08:22,470 --> 00:08:23,120
‫دکتر،

172
00:08:23,400 --> 00:08:24,320
‫چرا هنوز به هوش نیومده؟

173
00:08:24,480 --> 00:08:25,500
‫نونو چی شده؟

174
00:08:25,500 --> 00:08:27,070
‫تنفس و نبضش طبیعیه.

175
00:08:27,260 --> 00:08:29,560
‫فشار خون و علائم بدنیش نرماله.

176
00:08:29,880 --> 00:08:30,600
‫نگران نباشید.

177
00:08:31,040 --> 00:08:31,890
‫نونو حالش خوبه.

178
00:08:34,560 --> 00:08:35,310
‫به هوش اومد.

179
00:08:35,310 --> 00:08:36,310
‫نونو بیدار شد!

180
00:08:36,310 --> 00:08:37,090
‫عالیه!

181
00:08:37,160 --> 00:08:38,010
‫عالیه!

182
00:08:38,010 --> 00:08:38,660
‫– واقعاً بیدار شدی.
‫– چه عالی.

183
00:08:38,660 --> 00:08:39,760
‫– واقعاً به هوش اومده.
‫– نونو حالش خوبه.

184
00:08:40,220 --> 00:08:40,820
‫آره.

185
00:08:40,820 --> 00:08:41,550
‫عالیه.

186
00:08:42,240 --> 00:08:43,160
‫واقعاً عالیه.

187
00:09:11,070 --> 00:09:11,940
‫تانگ…

188
00:09:18,020 --> 00:09:18,590
‫زیرو.

189
00:09:19,320 --> 00:09:20,250
‫هنوز می‌تونی شنا کنی؟

190
00:09:22,080 --> 00:09:22,980
‫نمی‌دونم.

191
00:09:23,670 --> 00:09:24,280
‫بذار کمکت کنم.

192
00:09:24,800 --> 00:09:25,730
‫باشه،

193
00:09:25,990 --> 00:09:27,140
‫مرسی.

194
00:09:28,130 --> 00:09:28,850
‫قابلی نداشت.

195
00:09:29,270 --> 00:09:30,610
‫فقط یه مهمونیِ حسابی مهمونمی کنی.

196
00:09:31,370 --> 00:09:32,130
‫تو که…

197
00:09:33,070 --> 00:09:34,480
‫خیلی پُرخوری؟

198
00:09:35,290 --> 00:09:36,970
‫به نظر میاد پایانِ خوشیه.

199
00:09:41,290 --> 00:09:43,240
‫با اینکه مستقیم بهش اژدرِ طوفان خورد،

200
00:09:43,930 --> 00:09:45,950
‫بازم سالمه. انگار فقط «ایرا» می‌تونه بکشدش.

201
00:09:47,510 --> 00:09:49,680
‫نیروی حیاتِ پادشاه اژدها وحشتناکه.

202
00:09:50,480 --> 00:09:51,880
‫اما کارش تمومه.

203
00:09:52,430 --> 00:09:54,080
‫اون گلوله‌ای که رئیس مخصوص داده بود،

204
00:09:54,550 --> 00:09:55,800
‫دقیقاً برای تو آماده شده بود.

205
00:10:11,830 --> 00:10:12,610
‫ماموریت انجام شد.

206
00:10:13,630 --> 00:10:14,660
‫لو مینگفی زنده موند.

207
00:10:16,070 --> 00:10:17,760
‫پادشاه برنز و آتش، نورتون،

208
00:10:19,390 --> 00:10:20,090
‫کشته شد.

209
00:10:29,180 --> 00:10:29,980
‫چو زیهانگ کجاست؟

210
00:10:30,310 --> 00:10:31,910
‫بالگرد تو نزدیک‌ترین فرودگاه فرود اومد.

211
00:10:32,450 --> 00:10:33,560
‫چو زیهانگ تحت درمانه

212
00:10:34,020 --> 00:10:34,890
‫و منتظر دستور بعدیه.

213
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫لو مینگفی

214
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫عضو اتحادیه دانشجویی کالج کسل

215
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫شماره دانشجویی: AI071721

216
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫شماره پرونده اداری: 0717215

217
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫سطح خویشاوندی خونی: S

218
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫جنسیت: مرد

219
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫سن: ۱۸ سال

220
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫قد: ۱۷۲ سانتی‌متر

221
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫گروه خونی: A

222
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫تاریخ تولد: ۱۷ جولای

223
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫استاد راهنما: گودِریان

224
00:10:39,030 --> 00:10:41,530
‫علایق و مهارت‌ها: بازی، تیراندازی

225
00:10:47,360 --> 00:10:48,450
‫این چای سیاه رو امتحان کن.

226
00:10:49,020 --> 00:10:49,750
‫خیلی خوبه.

227
00:10:51,140 --> 00:10:52,500
‫راستش،

228
00:10:53,000 --> 00:10:54,240
‫یه چیز رو درست نمی‌فهمم.

229
00:10:54,850 --> 00:10:56,470
‫ترم اول همه درس‌ها رو بیست گرفتی.

230
00:10:57,240 --> 00:10:58,330
‫سر قولم بودم.

231
00:10:58,610 --> 00:10:59,110
‫تبریک می‌گم.

232
00:10:59,730 --> 00:11:02,030
‫تو کلِ تاریخ، خیلی کم پیش میاد
‫کسی تو کلاس‌های عملی نمره‌ی کامل بگیره.

233
00:11:03,900 --> 00:11:05,790
‫بقیه تو کلاس‌های عملی چی کار می‌کنن؟

234
00:11:06,720 --> 00:11:07,360
‫بستگی داره.

235
00:11:07,820 --> 00:11:09,450
‫اگه یه اژدها اتفاقی بیدار بشه،

236
00:11:10,480 --> 00:11:12,280
‫معمولاً پای یه عملیات وسط میاد.

237
00:11:12,700 --> 00:11:13,650
‫تو خوش‌شانسی

238
00:11:13,650 --> 00:11:15,020
‫که همچین موقعیت خوبی گیرت اومده.

239
00:11:15,480 --> 00:11:17,210
‫ولی باید پایان‌نامه‌ی
‫کلاس عملی رو جبران کنی.

240
00:11:17,870 --> 00:11:19,290
‫موضوعشم من برات انتخاب کردم.

241
00:11:19,700 --> 00:11:22,050
‫«پارادوکس دوقلوهای چهار پادشاه».

242
00:11:23,850 --> 00:11:26,070
‫خیلی عمیق به نظر میاد.

243
00:11:26,730 --> 00:11:28,410
‫می‌ترسم از پس نوشتنش برنیام.

244
00:11:29,190 --> 00:11:29,900
‫اون‌قدرها هم عمیق نیست.

245
00:11:30,310 --> 00:11:33,170
‫تو با تجربه‌ی عملی،
‫فرضیه‌ی قدیمی ما رو ثابت کردی.

246
00:11:33,860 --> 00:11:36,530
‫چهار پادشاهی که مستقیماً
‫توسط پادشاه سیاه، نیدهـوگ، ساخته شدند

247
00:11:36,930 --> 00:11:38,470
‫در واقع هشت پادشاه اژدها بودن.

248
00:11:39,050 --> 00:11:40,210
‫روی هر تخت،

249
00:11:40,210 --> 00:11:41,650
‫یه جفت دوقلو نشسته بود.

250
00:11:42,310 --> 00:11:44,690
‫چرا دوقلو؟

251
00:11:45,220 --> 00:11:46,810
‫برای این‌که همدیگه رو مهار کنن؟

252
00:11:47,300 --> 00:11:50,520
‫یا این‌که حتی اگه مجبور بشه
‫یکی از بچه‌های مهمش رو قربانی کنه،

253
00:11:50,980 --> 00:11:52,520
‫یه نسخه‌ی ذخیره داشته باشه؟

254
00:11:53,050 --> 00:11:53,680
‫خب،

255
00:11:54,960 --> 00:11:56,970
‫این حرف‌ها هنوز خیلی آکادمیکه.

256
00:11:57,170 --> 00:11:59,250
‫راستش من فقط سخت کار می‌کنم.

257
00:12:00,620 --> 00:12:01,710
‫می‌بینم سؤال تو ذهنت مونده.

258
00:12:02,280 --> 00:12:03,050
‫بپرس.

259
00:12:07,950 --> 00:12:08,890
‫چرا پادشاه اژدها

260
00:12:09,610 --> 00:12:11,320
‫شکلِ آدمیزاده؟

261
00:12:11,930 --> 00:12:12,890
‫قبلاً فکر می‌کردی

262
00:12:12,890 --> 00:12:13,760
‫کشتنِ اژدها یعنی

263
00:12:14,020 --> 00:12:15,840
‫کشتنِ یه هیولا، درسته؟

264
00:12:16,480 --> 00:12:19,110
‫اما وقتی اژدهاها
‫به شکل انسان جلوت ظاهر می‌شن،

265
00:12:19,650 --> 00:12:22,080
‫طبیعیه که برای آدم معمولی
‫همدلی به وجود بیاد.

266
00:12:22,760 --> 00:12:23,250
‫و تو

267
00:12:24,390 --> 00:12:25,770
‫طبیعیه که یه آدمِ معمولی باشی.

268
00:12:31,820 --> 00:12:33,490
‫اسم واقعیش رونالد تانگه.

269
00:12:34,290 --> 00:12:34,890
‫البته،

270
00:12:35,120 --> 00:12:36,290
‫این اسم دیگه اهمیتی نداره.

271
00:12:37,010 --> 00:12:38,860
‫بعد از این‌که پدر و مادرِ ناتنیش فوت کردن،

272
00:12:39,050 --> 00:12:40,810
‫با کمک‌های اجتماعی بزرگ شد.

273
00:12:41,640 --> 00:12:42,830
‫دبیرستان رو ول کرد

274
00:12:43,100 --> 00:12:44,590
‫و تو محله‌های کم‌درآمد زندگی می‌کرد.

275
00:12:45,080 --> 00:12:46,800
‫کارهای موقتی انجام می‌داد پول دربیاره،

276
00:12:47,330 --> 00:12:49,650
‫بعد یواشکی همه‌ش رو
‫به یتیم‌خونه‌ای که توش بزرگ شده بود می‌بخشید.

277
00:12:50,310 --> 00:12:51,860
‫برای همینه که همیشه پولش کمه.

278
00:12:52,930 --> 00:12:54,340
‫در واقع قبل از این‌که تو راه بیفتی،

279
00:12:54,770 --> 00:12:56,330
‫ما اطلاعاتش رو داشتیم.

280
00:12:57,130 --> 00:12:57,940
‫ولی بهت نگفتم.

281
00:12:58,690 --> 00:13:00,690
‫چون می‌دونستم آشناییتون تو فضای مجازی بوده.

282
00:13:03,160 --> 00:13:03,720
‫چطور

283
00:13:05,450 --> 00:13:06,780
‫پادشاه اژدها شد؟

284
00:13:08,270 --> 00:13:09,290
‫«شدن» نه،

285
00:13:09,830 --> 00:13:10,760
‫اون از اول همین بوده.

286
00:13:11,650 --> 00:13:13,180
‫طبق اسناد طومار باقی‌مونده‌ی دریای یخ،

287
00:13:13,530 --> 00:13:16,490
‫اون دو برادر
‫تو یه کاخ برنزی تو دنیای شمال زندگی می‌کردن.

288
00:13:17,250 --> 00:13:19,260
‫یه سال، تو عصر باستان،

289
00:13:19,540 --> 00:13:20,760
‫از قاره رد شدن

290
00:13:21,080 --> 00:13:22,040
‫و به کشور شین رسیدن.

291
00:13:22,720 --> 00:13:23,890
‫قبل از این‌که کشته بشن،

292
00:13:24,130 --> 00:13:26,010
‫برای خودشون «خمره‌ی پرورش استخوان» ساختن،

293
00:13:26,550 --> 00:13:28,660
‫یه پیله برای زایشِ بدن‌های جدید.

294
00:13:29,650 --> 00:13:30,630
‫سال‌ها بعد،

295
00:13:31,000 --> 00:13:32,250
‫برادرِ بزرگ‌تر زودتر پیله رو شکست،

296
00:13:32,810 --> 00:13:34,360
‫اما نتونست خاطراتش رو به دست بیاره.

297
00:13:34,930 --> 00:13:35,590
‫با این حال،

298
00:13:36,840 --> 00:13:38,570
‫ظاهرش فقط بیست‌وچند ساله.

299
00:13:38,720 --> 00:13:40,660
‫در حالی‌که سن واقعیش
‫احتمالاً خیلی بیشتر از ایناست.

300
00:13:41,390 --> 00:13:43,130
‫نمی‌دونم به چه طریقی

301
00:13:43,300 --> 00:13:44,690
‫سر از کشور آن درآورد

302
00:13:44,690 --> 00:13:45,740
‫و دوباره به فرزندی گرفته شد.

303
00:13:46,290 --> 00:13:47,100
‫اون‌جا،

304
00:13:47,720 --> 00:13:49,850
‫بیش از بیست سال به‌عنوان یه انسان زندگی کرد.

305
00:13:50,420 --> 00:13:52,160
‫کاملاً باور داشت که انسانه،

306
00:13:52,970 --> 00:13:55,000
‫تا وقتی که برادرش بیدارش کرد.

307
00:13:56,960 --> 00:13:57,490
‫پادشاه اژدها

308
00:13:58,530 --> 00:13:59,720
‫نمی‌میره، درسته؟

309
00:14:00,590 --> 00:14:01,650
‫معمولاً نه.

310
00:14:02,310 --> 00:14:04,410
‫اما این دفعه فرق داشت.

311
00:14:05,210 --> 00:14:07,690
‫نورتون فرصت نکرد
‫برای خودش خمره‌ی پرورش استخوان بسازه.

312
00:14:08,190 --> 00:14:09,930
‫به‌جاش مستقیم با خدمتکارِ اژدها یکی شد

313
00:14:10,090 --> 00:14:11,710
‫تا به یه بدنِ غول‌پیکر برسه،

314
00:14:11,910 --> 00:14:13,210
‫به این خاطر که

315
00:14:13,210 --> 00:14:16,090
‫قوی‌ترین یان‌لینگِ سیستم آتش،
‫«اژدهای مشعل» رو خلق کنه.

316
00:14:17,010 --> 00:14:18,140
‫اگه موفق می‌شد،

317
00:14:18,680 --> 00:14:19,950
‫تعداد کشته‌ها

318
00:14:20,500 --> 00:14:21,930
‫قابل شمارش نبود.

319
00:14:25,910 --> 00:14:26,520
‫پس

320
00:14:28,770 --> 00:14:30,050
‫این‌قدر از آدما متنفره؟

321
00:14:30,230 --> 00:14:31,530
‫به‌خاطر کنستانتینه.

322
00:14:32,220 --> 00:14:34,010
‫برای محافظت از نورتون،

323
00:14:34,330 --> 00:14:36,350
‫کنستانتین زودتر از موعد از پیله بیرون اومد
‫و خودش رو فدا کرد.

324
00:14:37,810 --> 00:14:40,280
‫برای همین نورتون می‌خواست
‫به هر قیمتی انتقامش رو بگیره.

325
00:14:41,230 --> 00:14:43,230
‫اما حتی بدون مرگِ کنستانتین هم،

326
00:14:43,900 --> 00:14:45,530
‫دیگه دوستِ تو نبود.

327
00:14:46,540 --> 00:14:49,040
‫دوستی برای اونا
‫بیشتر شبیهِ یه باره.

328
00:14:54,970 --> 00:14:55,860
‫ولی من فکر می‌کنم

329
00:14:57,220 --> 00:14:58,230
‫خیلی بدبختن.

330
00:14:59,700 --> 00:15:01,570
‫این یه جنگ بین دو نژاده.

331
00:15:03,800 --> 00:15:04,760
‫همه‌ی ما

332
00:15:05,960 --> 00:15:08,180
‫از همون اول
‫سرِ موضعمون وایسادیم.

333
00:15:13,990 --> 00:15:14,750
‫نمی‌خوای نگهش داری؟

334
00:15:18,810 --> 00:15:19,500
‫باشه.

335
00:15:21,730 --> 00:15:22,330
‫چرا ما

336
00:15:23,560 --> 00:15:25,390
‫راز اژدهاها رو مخفی نگه می‌داریم؟

337
00:15:26,220 --> 00:15:27,410
‫دلایلش پیچیده‌ست.

338
00:15:28,120 --> 00:15:29,180
‫مهم‌تر از همه،

339
00:15:30,110 --> 00:15:32,680
‫هیچ‌کس نمی‌خواد
‫درکِ آدما از دنیا به‌هم بریزه.

340
00:15:35,040 --> 00:15:37,770
‫انسان‌ها سال‌های سال
‫با باورهاشون زندگی کردن.

341
00:15:38,870 --> 00:15:40,360
‫اگه این باور فرو بریزه،

342
00:15:41,390 --> 00:15:43,090
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چه اتفاقی می‌افته.

343
00:15:44,580 --> 00:15:45,120
‫راستی،

344
00:15:45,640 --> 00:15:47,580
‫یه نامه برات دارم،
‫از یه جای نامعلوم.

345
00:15:48,230 --> 00:15:49,950
‫نسبت به نمره‌ی کامل،

346
00:15:50,880 --> 00:15:52,620
‫(خطاب به لو مینگفی)
‫فکر می‌کنم این خوشحالت کنه.

347
00:15:53,250 --> 00:15:54,400
‫دست‌خطِ مامانه.

348
00:15:58,300 --> 00:15:58,960
‫مینگفی،

349
00:15:59,420 --> 00:16:01,330
‫کپیِ کارنامه‌ت به دستمون رسید.

350
00:16:01,880 --> 00:16:02,880
‫خیلی عالی کار کردی.

351
00:16:03,120 --> 00:16:05,010
‫خیلی بهتر از من و بابات
‫تو همون سن‌وساله.

352
00:16:06,060 --> 00:16:07,190
‫کاش همین الان،

353
00:16:07,350 --> 00:16:08,420
‫کنارت بودم،

354
00:16:08,770 --> 00:16:09,670
‫دستت رو می‌گرفتم

355
00:16:10,420 --> 00:16:12,210
‫و از قهرمانمون امضا می‌گرفتم.

356
00:16:13,510 --> 00:16:14,360
‫حیف که نمی‌تونم.

357
00:16:15,010 --> 00:16:16,220
‫وقتی برای کاری که داریم می‌کنیم

358
00:16:16,610 --> 00:16:18,320
‫زیاد برامون نمونده.

359
00:16:19,140 --> 00:16:20,240
‫اگه من برگردم،

360
00:16:20,240 --> 00:16:21,270
‫ماموریتمون شکست می‌خوره.

361
00:16:21,870 --> 00:16:22,940
‫من

362
00:16:23,640 --> 00:16:24,810
‫مامانِ خوبی نیستم.

363
00:16:25,940 --> 00:16:27,000
‫اما فکر می‌کنم تو آینده،

364
00:16:27,000 --> 00:16:28,580
‫می‌فهمی چرا این کار رو کردم.

365
00:16:29,980 --> 00:16:31,740
‫تو همین حالاش
‫یه قدم خیلی بزرگ برداشتی.

366
00:16:32,580 --> 00:16:34,930
‫بزرگ می‌شی و تبدیل می‌شی
‫به پسری که بهش افتخار می‌کنم،

367
00:16:35,540 --> 00:16:36,680
‫و ما رو درک می‌کنی.

368
00:16:38,200 --> 00:16:39,840
‫زمانِ دیدار رو گذاشتم

369
00:16:39,960 --> 00:16:41,420
‫سالِ ۲۲ سالگیت،

370
00:16:42,800 --> 00:16:45,190
‫همون سالی که از کالج کسل فارغ‌التحصیل می‌شی.

371
00:16:46,750 --> 00:16:47,820
‫من و بابات

372
00:16:48,450 --> 00:16:51,110
‫سال‌هاست برنامه داریم
‫تو مراسم فارغ‌التحصیلیت شرکت کنیم،

373
00:16:51,920 --> 00:16:53,520
‫و تنها پسرمون رو ببینیم

374
00:16:54,060 --> 00:16:55,090
‫با لباسِ لیسانسش.

375
00:16:57,820 --> 00:16:58,570
‫دوستت داریم.

376
00:17:00,310 --> 00:17:00,980
‫همیشه.

377
00:17:00,980 --> 00:17:02,940
‫(همیشه دوستت داریم)

378
00:17:07,230 --> 00:17:09,380
‫همه، تو نگاهِ یه نفر وجود دارن.

379
00:17:10,800 --> 00:17:12,120
‫همیشه یکی هست که بهت اهمیت بده.

380
00:17:16,060 --> 00:17:17,070
‫و آخرین نکته.

381
00:17:17,750 --> 00:17:18,650
‫طبق قوانین کالج،

382
00:17:19,020 --> 00:17:21,060
‫باید جزئیات این عملیات رو محرمانه نگه داری.

383
00:17:22,810 --> 00:17:23,800
‫جزئیات؟

384
00:17:24,560 --> 00:17:25,430
‫چه جزئیاتی؟

385
00:17:26,360 --> 00:17:27,650
‫طبق گزارش،

386
00:17:28,020 --> 00:17:29,690
‫سزار اژدر طوفان رو شلیک کرد

387
00:17:29,690 --> 00:17:31,050
‫و پادشاه اژدها، نورتون رو کشت.

388
00:17:31,390 --> 00:17:32,980
‫اما به گفته‌ی چِن موتونگ،

389
00:17:33,370 --> 00:17:34,700
‫بعدش توسط دشمنی مورد حمله قرار گرفته

390
00:17:34,860 --> 00:17:36,760
‫که مشکوک بوده خود پادشاه اژدها باشه.

391
00:17:37,380 --> 00:17:38,650
‫پس من کنجکاوم،

392
00:17:39,540 --> 00:17:40,650
‫اون‌وقت چه کسی بهش حمله کرد؟

393
00:17:41,490 --> 00:17:42,970
‫و چطور تو ازش قسر در رفتی؟

394
00:17:43,520 --> 00:17:44,710
‫اون به‌شدت مجروح شده بود،

395
00:17:45,370 --> 00:17:47,390
‫ولی چطور این‌قدر سریع درمان شد؟

396
00:17:48,500 --> 00:17:49,080
‫خب...

397
00:17:51,300 --> 00:17:51,910
‫خب...

398
00:17:52,240 --> 00:17:55,540
‫نمی‌تونم بگم که با تن و بدنم
‫با شیطان معامله کردم.

399
00:17:56,040 --> 00:17:57,410
‫من... در واقع...

400
00:17:57,410 --> 00:17:59,240
‫فرقی نمی‌کنه چرا نمی‌خوای بگی،

401
00:17:59,510 --> 00:18:00,870
‫من شخصاً بهت اعتماد دارم.

402
00:18:02,780 --> 00:18:03,660
‫پس،

403
00:18:04,470 --> 00:18:05,210
‫سؤال نمی‌کنم.

404
00:18:08,870 --> 00:18:09,670
‫فهمیدم.

405
00:18:10,790 --> 00:18:11,870
‫ممنونم.

406
00:18:12,240 --> 00:18:13,000
‫رئیس.

407
00:18:13,400 --> 00:18:14,300
‫چی؟

408
00:18:14,500 --> 00:18:16,240
‫تو همین الان با رئیس عصرونه خوردی.

409
00:18:16,530 --> 00:18:18,760
‫می‌دونی چقدر افتخار بزرگیه؟

410
00:18:18,760 --> 00:18:20,890
‫الان اصلاً افتخار برام مهم نیست.

411
00:18:21,030 --> 00:18:24,010
‫چیزی که مهمه، چیزیه که
‫همین الان تو سایت کالج منتشر کردی.

412
00:18:24,010 --> 00:18:25,230
‫(مومیایی افسانه‌ی طلایی به کالج کسل برگشت)

413
00:18:25,760 --> 00:18:27,080
‫این چه عنوانیه؟

414
00:18:27,080 --> 00:18:28,330
‫نمی‌تونی جدی‌تر باشی؟

415
00:18:28,330 --> 00:18:30,160
‫به نظرت قیافه و تیپ اون مومیایی

416
00:18:30,160 --> 00:18:31,090
‫خیلی شبیه خودت نیست؟

417
00:18:31,090 --> 00:18:32,430
‫پس چرا خبر سزار

418
00:18:32,430 --> 00:18:33,570
‫(دیکتاتور درخشان)
‫این‌قدر خفنه؟

419
00:18:33,580 --> 00:18:35,410
‫برام توضیح بده.

420
00:18:35,910 --> 00:18:37,310
‫برند شخصیتی تو با اون فرق داره.

421
00:18:37,760 --> 00:18:40,340
‫سزار خودش رو به‌عنوان
‫یه پسر پولدار و اشراف‌زاده جا انداخته.

422
00:18:40,340 --> 00:18:41,580
‫فقط کافیه همونو حفظ کنه.

423
00:18:41,940 --> 00:18:42,450
‫اما تو

424
00:18:42,710 --> 00:18:43,780
‫باید یه راه دیگه پیدا کنی.

425
00:18:44,000 --> 00:18:45,670
‫من راه دیگه‌ای نمی‌خوام.

426
00:18:45,670 --> 00:18:48,410
‫فقط می‌خوام این خبر رو پاک کنی.

427
00:18:48,960 --> 00:18:49,800
‫کیه؟

428
00:18:49,800 --> 00:18:51,150
‫نمی‌بینی عصبانی‌ام؟

429
00:18:51,570 --> 00:18:52,170
‫تو...

430
00:18:53,170 --> 00:18:53,560
‫سلام.

431
00:18:55,510 --> 00:18:58,090
‫سزار، تویی؟

432
00:18:59,130 --> 00:19:00,140
‫توی اتاقم دارم آشپزی می‌کنم.

433
00:19:00,380 --> 00:19:01,160
‫یه کم شکر لازم دارم.

434
00:19:02,180 --> 00:19:03,280
‫بفرما.

435
00:19:04,280 --> 00:19:04,660
‫ممنون.

436
00:19:07,800 --> 00:19:08,830
‫چه خبره؟

437
00:19:08,830 --> 00:19:10,040
‫نکنه خانواده‌ش یهو ورشکست شدن؟

438
00:19:10,040 --> 00:19:12,120
‫اومده خوابگاه معمولی
‫و مجبور شده خودش غذا بپزه؟

439
00:19:12,120 --> 00:19:12,890
‫زیادی فکر می‌کنی.

440
00:19:13,110 --> 00:19:15,320
‫اینجا قرض گرفتن شکر از همسایه
‫یه رسمه.

441
00:19:15,610 --> 00:19:17,560
‫برای شروع اولین رابطه‌مون با همدیگه‌ست.

442
00:19:17,820 --> 00:19:18,590
‫پس یعنی...

443
00:19:21,090 --> 00:19:21,910
‫چیزی شنیدی؟

444
00:19:22,270 --> 00:19:23,350
‫موراسامه.

445
00:19:24,520 --> 00:19:25,030
‫خب،

446
00:19:25,710 --> 00:19:26,420
‫اول یه نگاه بندازیم.

447
00:19:30,990 --> 00:19:32,560
‫لعنتی.

448
00:19:32,690 --> 00:19:34,420
‫سزار و چو زیهانگ با هم زندگی می‌کنن.

449
00:19:34,420 --> 00:19:36,510
‫حتی با هم آشپزی هم می‌کنن.

450
00:19:37,370 --> 00:19:38,300
‫می‌دونم چرا.

451
00:19:38,460 --> 00:19:39,680
‫چون خوابگاه‌ها جابه‌جا شدن،

452
00:19:39,680 --> 00:19:40,550
‫اتاق روبه‌رویی صاحب‌های جدید داره.

453
00:19:40,790 --> 00:19:42,590
‫دو تا دختر خانمِ بامزه‌ی جدید.

454
00:19:42,950 --> 00:19:43,630
‫رئیس،

455
00:19:43,630 --> 00:19:44,510
‫ماهی سالمون رو بریدی؟

456
00:19:44,510 --> 00:19:45,130
‫اولی

457
00:19:45,370 --> 00:19:46,880
‫- نایب‌رئیس شورای لاین‌هارته.
‫- چرا با موراسامه می‌بُری؟

458
00:19:46,880 --> 00:19:47,630
‫سوزی.

459
00:19:47,630 --> 00:19:48,570
‫اگه با چاقوی دیگه‌ای ببرم،

460
00:19:48,790 --> 00:19:49,670
‫موراسامه ناراحت می‌شه.

461
00:19:50,390 --> 00:19:50,980
‫خب،

462
00:19:50,980 --> 00:19:52,060
‫دومی هم که...

463
00:19:52,310 --> 00:19:53,730
‫خب معلومه، خواهر ارشدت.

464
00:19:53,730 --> 00:19:54,660
‫نونو.

465
00:19:55,570 --> 00:19:57,130
‫نونو هم اومده اون‌طرف راهرو؟

466
00:19:57,850 --> 00:19:59,130
‫امروز وایت دیه.

467
00:19:59,370 --> 00:20:00,980
‫دخترها گفتن مهمونی دارن،

468
00:20:01,380 --> 00:20:03,910
‫واسه همین رئیس چو و رئیس سزار اومدن کمک.

469
00:20:04,080 --> 00:20:04,740
‫راستی،

470
00:20:04,970 --> 00:20:06,270
‫تا حالا شکلات گرفتی؟

471
00:20:06,960 --> 00:20:07,680
‫نه.

472
00:20:07,800 --> 00:20:08,680
‫اولین باره؟

473
00:20:09,030 --> 00:20:10,230
‫پس من بهت یکی می‌دم.

474
00:20:12,290 --> 00:20:13,350
‫خواهر ارشد،

475
00:20:13,350 --> 00:20:13,980
‫شما...

476
00:20:13,980 --> 00:20:14,880
‫خوشمزه‌ست.

477
00:20:14,880 --> 00:20:15,500
‫واقعاً.

478
00:20:18,460 --> 00:20:20,350
‫ممنونم، خواهر ارشد.

479
00:20:21,810 --> 00:20:23,470
‫برای اولین بار تو زندگیم شکلات گرفتم.

480
00:20:24,100 --> 00:20:24,670
‫نونو،

481
00:20:24,830 --> 00:20:25,830
‫سهم من چی؟ برای منم داری؟

482
00:20:26,200 --> 00:20:27,170
‫خودت برو بردار.

483
00:20:27,670 --> 00:20:29,380
‫اون تو یه دیوارِ شکلاته.

484
00:20:29,650 --> 00:20:30,270
‫هرچقدر می‌خوای بردار.

485
00:20:31,910 --> 00:20:32,850
‫دیوارِ

486
00:20:33,320 --> 00:20:34,250
‫شکلات.

487
00:20:38,950 --> 00:20:41,610
‫همه‌ش مال منه.

488
00:20:41,900 --> 00:20:44,630
‫- هیچ‌کس حق نداره از من بگیره.
‫- ممنون.

489
00:20:44,630 --> 00:20:45,090
‫خواهش می‌کنم.

490
00:20:45,550 --> 00:20:46,720
‫نپرس چرا دارم ازت تشکر می‌کنم؟

491
00:20:48,360 --> 00:20:49,040
‫واقعاً؟

492
00:20:49,430 --> 00:20:50,120
‫فهمیده؟

493
00:20:50,660 --> 00:20:52,240
‫وقتی تهِ دریا بیهوش شده بودم،

494
00:20:52,900 --> 00:20:54,230
‫خیلی خسته بودم.

495
00:20:54,770 --> 00:20:55,690
‫دلم می‌خواست بخوابم،

496
00:20:56,940 --> 00:20:59,000
‫ولی مبهم صداتو می‌شنیدم
‫که اسممو صدا می‌زدی.

497
00:21:00,620 --> 00:21:01,750
‫اگه داد نمی‌زدی،

498
00:21:01,750 --> 00:21:02,810
‫خوابم می‌برد.

499
00:21:03,570 --> 00:21:04,390
‫و اگه می‌خوابیدم،

500
00:21:04,930 --> 00:21:05,830
‫احتمالاً دیگه بیدار نمی‌شدم.

501
00:21:06,590 --> 00:21:07,280
‫پس،

502
00:21:07,970 --> 00:21:08,420
‫ممنونم.

503
00:21:12,270 --> 00:21:13,020
‫خواهش می‌کنم.

504
00:21:13,230 --> 00:21:14,910
‫این‌قدر اذیت‌کننده بودم

505
00:21:15,320 --> 00:21:16,520
‫که نمی‌ذاشتم بخوابی؟

506
00:21:16,900 --> 00:21:17,930
‫نه، اذیت‌کننده نبود.

507
00:21:18,530 --> 00:21:20,450
‫یهو یادم افتاد
‫قول داده بودم ازت محافظت کنم.

508
00:21:20,980 --> 00:21:22,120
‫برای همین با خودم گفتم،

509
00:21:22,120 --> 00:21:23,020
‫نباید بخوابم.

510
00:21:24,750 --> 00:21:26,110
‫دیگه هی نگو «خواهش می‌کنم».

511
00:21:26,450 --> 00:21:28,050
‫از کی این‌قدر مودب شدی؟

512
00:21:32,440 --> 00:21:33,770
‫قول داده بود ازم محافظت کنه.

513
00:21:34,220 --> 00:21:35,400
‫فکرشو نمی‌کردم انقدر جدی بگیره.

514
00:21:36,910 --> 00:21:37,730
‫قولش...

515
00:21:37,730 --> 00:21:38,370
‫نونو،

516
00:21:38,370 --> 00:21:39,500
‫بیا تو کمک کن حواسمون به پیتزا باشه.

517
00:21:39,500 --> 00:21:41,170
‫- حتی اگه شوخی هم بوده...
‫- باید حواسم به چو زیهانگ باشه.

518
00:21:41,170 --> 00:21:41,970
‫باشه،

519
00:21:41,970 --> 00:21:42,580
‫الان میام.

520
00:21:42,580 --> 00:21:44,870
‫این حرفا روی قلب آدم حک می‌شه.

521
00:21:46,700 --> 00:21:47,970
‫خوشبختانه حالت خوبه، خواهر ارشد.

522
00:21:48,430 --> 00:21:49,750
‫اگه اتفاق بدی برات می‌افتاد،
‫دیگه کسی نبود از من محافظت کنه.

523
00:21:50,200 --> 00:21:51,400
‫ولی ما به‌عنوان برادرای کوچیکت،

524
00:21:51,400 --> 00:21:52,510
‫باید وفادار بمونیم.

525
00:21:52,910 --> 00:21:54,910
‫ما که هنوز نمردیم،
‫چطور ممکنه رئیس بمیره؟

526
00:21:55,410 --> 00:21:56,340
‫درست می‌گم، خواهر ارشد؟

527
00:21:57,380 --> 00:21:59,120
‫انگار داری از پیمان خونی حرف می‌زنی.

528
00:22:00,230 --> 00:22:01,820
‫بعداً بیا با ما پیتزا بخور.

529
00:22:02,070 --> 00:22:02,840
‫نه.

530
00:22:03,090 --> 00:22:04,480
‫امشب باید پایان‌نامه‌مو بنویسم.

531
00:22:04,690 --> 00:22:05,390
‫خوش بگذرونید.

532
00:22:05,920 --> 00:22:06,630
‫پس،

533
00:22:07,230 --> 00:22:07,960
‫بعداً می‌بینمتون.

534
00:22:09,020 --> 00:22:09,600
‫بعداً می‌بینمت.

535
00:22:10,820 --> 00:22:11,530
‫لو مینگ‌فی،

536
00:22:12,500 --> 00:22:13,120
‫بسته‌ت.

537
00:22:13,320 --> 00:22:14,020
‫از خارج اومده.

538
00:22:14,740 --> 00:22:15,460
‫ممنون.

539
00:22:19,060 --> 00:22:20,330
‫چی می‌تونه باشه؟

540
00:22:21,070 --> 00:22:21,990
‫این‌همه بزرگ؟

541
00:22:25,840 --> 00:22:27,900
‫چرا این عکس یه‌کم آشناست؟

542
00:22:27,900 --> 00:22:28,860
‫(اعلان پیامک جدید از شماره ناشناس)

543
00:22:28,860 --> 00:22:29,600
‫نامه؟

544
00:22:30,770 --> 00:22:32,400
‫برادر عزیزم.

545
00:22:34,270 --> 00:22:35,000
‫این که…؟

546
00:22:35,920 --> 00:22:38,010
‫از این‌که مشتری کسب‌وکار من شدی
‫واقعاً ازت ممنونم.

547
00:22:38,560 --> 00:22:40,310
‫در جنگِ نابودی
‫علیه پادشاه اژدها، نورتون،

548
00:22:40,520 --> 00:22:41,760
‫خیلی خوب با هم همکاری کردیم.

549
00:22:42,040 --> 00:22:43,760
‫امیدوارم در همکاری‌های بعدی،

550
00:22:44,060 --> 00:22:45,450
‫حتی بهتر هم عمل کنیم.

551
00:22:45,840 --> 00:22:47,590
‫این هم یه هدیه‌ی کوچیک برای تو.

552
00:22:48,120 --> 00:22:49,590
‫برای این‌که ارتباطمون هم راحت‌تر باشه.

553
00:22:49,820 --> 00:22:51,470
‫لطفاً این پیام رو نگه دار،

554
00:22:51,650 --> 00:22:52,930
‫هر وقت کاری داشتی مستقیم جواب بده،

555
00:22:53,560 --> 00:22:56,550
‫و به محض درخواستت،
‫خودمو می‌رسونم برای خدمت.

556
00:22:57,220 --> 00:22:58,660
‫و البته به‌عنوان قیمت،

557
00:22:59,140 --> 00:23:01,250
‫من برداشتم

558
00:23:03,970 --> 00:23:05,530
‫یک‌چهارم عمرت رو.

559
00:23:09,680 --> 00:23:10,920
‫آدم خوبی باش.

560
00:23:11,210 --> 00:23:12,540
‫لو مینگ‌زه.

561
00:23:18,510 --> 00:23:19,570
‫لعنتی.

562
00:23:19,570 --> 00:23:20,430
‫می‌کشمت.

563
00:23:26,140 --> 00:23:27,670
‫اگه گوشی رو بندازم،

564
00:23:27,930 --> 00:23:29,220
‫لو مینگ‌زه می‌ره
‫یه جایی که

565
00:23:29,220 --> 00:23:30,850
‫دیگه هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنم.

566
00:23:32,110 --> 00:23:32,830
‫بی‌خیال.

567
00:23:33,720 --> 00:23:34,360
‫نگهش می‌دارم.

568
00:23:35,370 --> 00:23:37,310
‫نهایتش دیگه صدات نمی‌کنم.

569
00:23:39,650 --> 00:23:40,970
‫چه قدرتی؟

570
00:23:43,400 --> 00:23:44,710
‫تا وقتی دیگه لمسش نکنم،

571
00:23:45,490 --> 00:23:46,950
‫می‌تونم همیشه

572
00:23:48,010 --> 00:23:49,190
‫همین‌طوری کنار دوست‌هام زندگی کنم.

573
00:23:50,770 --> 00:23:51,660
‫همیشه همین‌طور.

574
00:23:53,570 --> 00:23:54,540
‫این‌طوری بهتر نیست؟

575
00:23:56,940 --> 00:23:59,280
‫(برگه امتحان 3E لو مینگ‌فی)

576
00:24:07,540 --> 00:24:08,900
‫مدت‌هاست ندیدمت.

577
00:24:19,450 --> 00:24:20,300
‫و همین‌طور،

578
00:24:21,040 --> 00:24:22,280
‫دوباره خوش اومدی.

579
00:24:22,610 --> 00:24:23,710
‫لو مینگ‌فی.

580
00:24:24,710 --> 00:24:25,490
‫خوش اومدی

581
00:24:26,380 --> 00:24:28,210
‫به کالج کَسِل.

582
00:26:16,980 --> 00:26:18,780
‫(پایان فصل اول)

